خرید بک لینک
روزی دست کم یک بار مرور شود: در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «روزی دست کم یک بار مرور شود:» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.                        -----------------------------------------------------------یادم بماند روزی که دخترک گریه کنان از پدر زندانی اش می گفت، جامدادی اش را بیرون می ریخت که با زبان بی زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

آپدیت های من (1) اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «آپدیت های من (1)» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ازدواج از نقاط عطف زندگی ام بودم. تغییراتی را در خودم دیدم و می بینم. خصوصیات تازه ای در خودم کشف کرده ام. در خودم وجه کوچکی از مادرم را دیدم. راستش در خودم مادرم را به تمام دیدم.مهاجرت همین طور. تغییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

و يك تصميم تكراري

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «و يك تصميم تكراري» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

گاه نوشته های یک معمار پاره وقت

و يك تصميم تكراري

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

فعلا که خوبم... در ادامه، هر آنچه باید درباره «فعلا که خوبم...» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. احساس می کنم کمی تا قسمتی خدا از دستم عصبانی ست. و بزودی باید رفع و رجوعی کنم برای همه ی رفتارهای بدی که گاهی حتی آگاهانه اتفاق می افتد. امان از تایم اضافه ی زیادی.تا شروع ترم جدید یک ماهی فرصت دارم. بدم نمی آید برنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

از آن روزهای بد! در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «از آن روزهای بد!» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک ساعتی رفتم والنتیر بودم در بتانی و امروز روز اماده کردن چک های مالی ماه گذشته بوده و فرز و سریع با دوست آفریقاییم بوکی کار را تمام کردیم و آمدم خانه.ناهارم را سریع خوردم و یک دمکرده ی بابونه هم. بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

کاش زمان به عقب برمیگشت گاهی. به ده سال قبل. 

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:18

به امید روزی که گره های اتصال نه چندان عاقلانه ام به گذشته را باز کنم و چشمم به جلو و آینده باشد. 

کاش زمان به عقب برمیگشت گاهی. به ده سال قبل. 

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 دی 1401 ساعت: 4:12

دیشب مهمان داشتیم. با خودمان هفت نفری بودیم. گاهش اوقات در جمع های اینچنینی از فاز خانمانه بودم بدم می آید و هربار قول میدهم سری بعدی تجدید نظری کنم. اما باز آش همان آش.  احساس می کنم کمی تا قسمتی خدا از دستم عصبانی ست. و بزودی باید رفع و رجوعی کنم برای همه ی رفتارهای بدی که گاهی حتی آگاهانه اتفاق می افتد. امان از تایم اضافه ی زیادی.تا شروع ترم جدید یک ماهی فرصت دارم. بدم نمی آید برنامه جدیدی اضافه کنم به روزمرگی ها. ولی لحظه به لحظه در فکر برنا مه های تابستان آینده و سفر مامان و بابا هستم. میزبانشان بودم هم حسی داردها!!!!  هفته آینده عروسی برادر همسر جان است و نشد که ما در این روزها و حال و هوا ایران باشیم. گاهی دلم تنگ لحظه لحظه ی حس های ناب و ساده ی شادی های دورهمی می شود. اما یادم که به حواشی ها می افتد البته کمی از آرامش غربت بدم هم نمی آید. غربت موجود خری است. انالیز کزدنش در هر شرایط بسته به حس آن لحظه و عمق دلتنگی ها متفاوت است.  بابا هر وقت از غربت می گفت نگاهش یک طورهایی رنگ عوض می کرد. رنگ نگاهش را حالا می فهمم. اما غربت داریم تا غربت.  فعلا که خوبم :) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:46

من برگشتم. و تصمیم دارم دوباره مثل سابق شروع به نوشتن کنم. به همون سبک خاص خودم شروع کنم به تحلیل شرایط و آدمها. اما این بار یکم متفاوت. از دید یک آدم متاهل. آخه حس می کنم می تونم ادعا کنم که دیدم نسبت به مسائل خیلی تغییر کرده! تاهل و تعهدآدم رو عوض می کنه. دغدغه ها و نگرانی ها شکل دیگه ای پیدا می کنن. جاشون رو مسائل خیلی خیلی بزرگتر از دوران مجردی میگیره. آرامش بیشتره اما به همون نسبت مسئولیت هاادامه مطلب

برچسب: بازگشت,دوباره, نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:29

من برگشتم. و تصمیم دارم دوباره مثل سابق شروع به نوشتن کنم. به همون سبک خاص خودم شروع کنم به تحلیل شرایط و آدمها. اما این بار یکم متفاوت. از دید یک آدم متاهل. آخه حس می کنم می تونم ادعا کنم که دیدم نسبت به مسائل خیلی تغییر کرده! تاهل و تعهدآدم رو عوض می کنه. دغدغه ها و نگرانی ها شکل دیگه ای پیدا می کنن. جاشون رو مسائل خیلی خیلی بزرگتر از دوران مجردی میگیره. آرامش بیشتره اما به همون نسبت مسئولیت ها هم بیشتر. یه وقتهایی دلم برای دختر کوچولوی ترسیده ی درونم که حالا باید طور دیگه ای رفتار کنه تنگ میشه. دلم می خواد رهاش کنم یکم نفس بکشه و به آرامش برسه. اما نمی دونمادامه مطلب

برچسب: بازگشت دوباره,بازگشت دوباره به گروه در تلگرام,بازگشت دوباره نوکیا,بازگشت دوباره طارمی به پرسپولیس,بازگشت دوباره شبکه تماشا,بازگشت دوباره طارمی,بازگشت دوباره دونگی به قصر,بازگشت دوباره ژیان و زانتیا,بازگشت دوباره عشق, نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:42

ما شیرازی های خوش! یه اصطلاح خیلی کارساز داریم که با لهجه شیرینمونم اداش می کنم و لهجه آنچنان قوتی بهش می ده که خود واژه به تنهایی عمق ماجرا و دردمون رو می رسونه و دیگه نیاز به پیوست و ضمیمه هم نداره. کلا هر جا از این لهجه ی داغونمون بدم اومدا در مورد ادای بعضی کلمات خاص به نظر من مفید ترین و مناسب ترین ریتم رو داره! داشتم می گفتم. اون عبارت کذایی هم ایشون هستن: بَرِی کیییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟والا بابا به خدا. بری کیییییییییییییییییییییییی؟ از اون حالت هایی هستش که خیلی زورم گرفته دستمم به جایی بند نیستش برا تخلیه! من نمیفهمم واقعا هندل کردادامه مطلب

برچسب: کتی پری,بلک بری کیو 10,بلک بری کیبورد فارسی,کیف بری بری,عکس کتی پری, نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:42

گاهی اوقات نیازمند گونه ای از بی هدفی ام که کمک حالم باشد بفهمم که ام و چه ام!گاهی اوقات دلم برای خودم تنگ می شود. دلم می خواهد دست دراز کنم دست خودم را بگیرم دوتایی با هم برویم. من و خودم. گاهی اوقات دلم می خواهد مادر نازنینم را بغل کنم بگویم دیگر حالا می دانم که تنها تو و پدر دلسوز من بوده اید و هرگز تا دنیا دنیاست کسی به حد شما مرا دوست نخواهد داشت. گاهی دلم می خواهد برگردم به گذشته به هشت سال قبل راهم را از بیخ, از بن کج کنم. گاه دلم می خواهد کسی دیگر می بودم با خصوصیات دیگر. شایدم موجودی دیگر. شاید یک کلاغ بودن برای من بهتر می بود. گاهی دلم می خواهد باور نکادامه مطلب

برچسب: نفرین به زیست دلهره شیرین, نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:42

از ساعت ٤ ظهر امروز بيست و دوم اكتبر ٢٠١٥ من تصميم دارم خودم باشم. و الان ٣:٥٩ هست و اين يعني فقط يك دقيقه تا جدايي از اين خر باقي مانده. البته من روزي سي و هشت بار اين تصميم كبري را اتخاذ مي كنم.

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:42

امروز صبح با تلفن با مامان حرف زدم. فکر اینکه تابستان نیایند، یا فقط خودش یا فقط بابا بیایند دلم راشکاند. خدایا یک ماه نمی توانم میزبانشان باشم واقعا؟ امان. امان. امان. یک ساعتی رفتم والنتیر بودم در بتانی و امروز روز اماده کردن چک های مالی ماه گذشته بوده و فرز و سریع با دوست آفریقاییم بوکی کار را تمام کردیم و آمدم خانه. ناهارم را سریع خوردم و یک دمکرده ی بابونه هم. بس که از صبح دل درد داشتم! و مشغول کار کردن روی اولین هوم ورک کلاس برندینگم شدم و هیستوری ای که باید از لوگوی بی ام دبلیو در بیاورم و با تسلط توضیح بدم. عصر حس کردم دلم می خواهد سوغاتی بخرم و فرانادامه مطلب

برچسب: از آنروز این خانه ویرانه شد,از آنروز این خانه ویرانه, نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 21:42

صفحه بندی