گاه نوشته های یک معمار پاره وقت

متن مرتبط با «بازگشت دوباره ژیان و زانتیا» در سایت گاه نوشته های یک معمار پاره وقت نوشته شده است

روایت تازه از روزی دست کم یک بار مرور شود:

  • نیلوبلاگ

    روزی دست کم یک بار مرور شود: در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «روزی دست کم یک بار مرور شود:» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.                        -----------------------------------------------------------یادم بماند روزی که دخترک گریه کنان از پدر زندانی اش می گفت، جامدادی اش را بیرون می ریخت که با زبان بی ز...

    ادامه مطلب
  • آپدیت های من (1)؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    آپدیت های من (1) اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «آپدیت های من (1)» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ازدواج از نقاط عطف زندگی ام بودم. تغییراتی را در خودم دیدم و می بینم. خصوصیات تازه ای در خودم کشف کرده ام. در خودم وجه کوچکی از مادرم را دیدم. راستش در خودم مادرم را به تمام دیدم.مهاجرت همین طور. تغیی...

    ادامه مطلب
  • ماجرای و يك تصميم تكراري

  • نیلوبلاگ

    و يك تصميم تكراري در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «و يك تصميم تكراري» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گاه نوشته های یک معمار پاره وقتو يك تصميم تكراري...

    ادامه مطلب
  • فعلا که خوبم... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    فعلا که خوبم... در ادامه، هر آنچه باید درباره «فعلا که خوبم...» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. احساس می کنم کمی تا قسمتی خدا از دستم عصبانی ست. و بزودی باید رفع و رجوعی کنم برای همه ی رفتارهای بدی که گاهی حتی آگاهانه اتفاق می افتد. امان از تایم اضافه ی زیادی.تا شروع ترم جدید یک ماهی فرصت دارم. بدم نمی آید برن...

    ادامه مطلب
  • ماجرای از آن روزهای بد!

  • نیلوبلاگ

    از آن روزهای بد! در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «از آن روزهای بد!» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک ساعتی رفتم والنتیر بودم در بتانی و امروز روز اماده کردن چک های مالی ماه گذشته بوده و فرز و سریع با دوست آفریقاییم بوکی کار را تمام کردیم و آمدم خانه.ناهارم را سریع خوردم و یک دمکرده ی بابونه هم. ب...

    ادامه مطلب
  • فعلا که خوبم...

  • نیلوبلاگ

    دیشب مهمان داشتیم. با خودمان هفت نفری بودیم. گاهش اوقات در جمع های اینچنینی از فاز خانمانه بودم بدم می آید و هربار قول میدهم سری بعدی تجدید نظری کنم. اما باز آش همان آش.  احساس می کنم کمی تا قسمتی خدا از دستم عصبانی ست. و بزودی باید رفع و رجوعی کنم برای همه ی رفتارهای بدی که گاهی حتی آگاهانه اتفاق می افتد. امان از تایم اضافه ی زیادی.تا شروع ترم جدید یک ماهی فرصت دارم. بدم نمی آید برنامه جدیدی اضافه کنم به روزمرگی ها. ولی لحظه به لحظه در فکر برنا مه های تابستان آینده و سفر مامان و بابا هستم. میزبانشان بودم هم حسی داردها!!!!  هفته آینده عروسی برادر همسر جان است و نشد که ما در این روزها و حال و هوا ایران باشیم. گاهی دلم تنگ لحظه لحظه ی حس های ناب و ساده ی شادی های دورهمی می شود. اما...

    ادامه مطلب
  • بازگشت دوباره

  • نیلوبلاگ

    من برگشتم. و تصمیم دارم دوباره مثل سابق شروع به نوشتن کنم. به همون سبک خاص خودم شروع کنم به تحلیل شرایط و آدمها. اما این بار یکم متفاوت. از دید یک آدم متاهل. آخه حس می کنم می تونم ادعا کنم که دیدم نسبت به مسائل خیلی تغییر کرده! تاهل و تعهدآدم رو عوض می کنه. دغدغه ها و نگرانی ها شکل دیگه ای پیدا می کنن. جاشون رو مسائل خیلی خیلی بزرگتر از دوران مجردی میگیره. آرامش بیشتره اما به همون نسبت مسئولیت ها...

    ادامه مطلب
  • بازگشت دوباره

  • نیلوبلاگ

    من برگشتم. و تصمیم دارم دوباره مثل سابق شروع به نوشتن کنم. به همون سبک خاص خودم شروع کنم به تحلیل شرایط و آدمها. اما این بار یکم متفاوت. از دید یک آدم متاهل. آخه حس می کنم می تونم ادعا کنم که دیدم نسبت به مسائل خیلی تغییر کرده! تاهل و تعهدآدم رو عوض می کنه. دغدغه ها و نگرانی ها شکل دیگه ای پیدا می کنن. جاشون رو مسائل خیلی خیلی بزرگتر از دوران مجردی میگیره. آرامش بیشتره اما به همون نسبت مسئولیت ها هم بیشتر. یه وقتهایی دلم برای دختر کوچولوی ترسیده ی درونم که حالا باید طور دیگه ای رفتار کنه تنگ میشه. دلم می خواد رهاش کنم یکم نفس بکشه و به آرامش برسه. اما نمی دونم...

    ادامه مطلب
  • و يك تصميم تكراري

  • نیلوبلاگ

    از ساعت ٤ ظهر امروز بيست و دوم اكتبر ٢٠١٥ من تصميم دارم خودم باشم. و الان ٣:٥٩ هست و اين يعني فقط يك دقيقه تا جدايي از اين خر باقي مانده. البته من روزي سي و هشت بار اين تصميم كبري را اتخاذ مي كنم....

    ادامه مطلب
  • از آن روزهای بد!

  • نیلوبلاگ

    امروز صبح با تلفن با مامان حرف زدم. فکر اینکه تابستان نیایند، یا فقط خودش یا فقط بابا بیایند دلم راشکاند. خدایا یک ماه نمی توانم میزبانشان باشم واقعا؟ امان. امان. امان. یک ساعتی رفتم والنتیر بودم در بتانی و امروز روز اماده کردن چک های مالی ماه گذشته بوده و فرز و سریع با دوست آفریقاییم بوکی کار را تمام کردیم و آمدم خانه. ناهارم را سریع خوردم و یک دمکرده ی بابونه هم. بس که از صبح دل درد داشتم! و مشغول کار کردن روی اولین هوم ورک کلاس برندینگم شدم و هیستوری ای که باید از لوگوی بی ام دبلیو در بیاورم و با تسلط توضیح بدم. عصر حس کردم دلم می خواهد سوغاتی بخرم و فران...

    ادامه مطلب